امام محمد باقر عليه السلام: بهترين عبادت، پاكي شكم از مال حرام و پاكدامني است.![]()
.............................................................................................
اولين شب احيا سال87:
تو يه تماس تلفني مامان از مادر تاميلا خواست بچه اش را آماده كنه تا ببريمش مسجد (چه قدر هم مطمئن حرف مي زد انگار اونها هم راضي اند) ... تاميلا خانم حسابي ذوق زده بود، تو مسجد آروم كنار مامان نشسته بود ... واي از اون زماني كه مي خواست يه درددل كودكانه با مامان داشته باشه! اونقدر بلند هوار مي زد كه مجبور به پذيرش نگاه شماتت بار اطرافيان بوديم ... اوقاتي كه چراغها را خاموش مي كردند فرياد مي زد؛ مامان برقها رفت!! ... سعي مي كرد چادرها را از روي صورتمون بلند كنه مبادا كه گريه كنيم!!! ... تو اون بين تلاش مادر در توصيف احيا و شهادت حضرت علي عليه السلام به تاميلا ستودني بود.
صبح بعد از اولين شب احيا سال 87:
براي زودتر رساندن كليد گاوصندوق به شعبه عجله داشتم اما تو خيابون پرنده پر نمي زد ... مجبور بودم تا زمان مشاهده اولين جنبنده مفيد (ماشين) يه نيم ساعتي پياده روي كنم ... تو راه اس ام اسي با مضمون يك ساعت ديرتر بيا به دستم رسيد ... خوشحال و خندان، به خانه برگشتم.
وقتي در زمان مقرر به شعبه رسيدم، با ديدن در ِ باز ِ بانك و حضور مشتري ها پاي باجه بچه ها حيرت كردم ... صداي شادي بچه ها به هوا بلند شد: «بالاخره خودش اومد».
تقصير من چيه وقتي رئيس و يه عده از بچه ها زود مي رن سركار و با ديدن يه عده پيرمرد و پيرزن پشت درهاي بسته دلشون به رحم مياد و مثل سابق در شعبه را باز مي كنند! ... تازه يكساعت هم به زحمت بدون پول سر مي كنند ... تازه شانس آوردند؛ مشغول خالي كردن پولهاي خودپرداز براي مصرف شعبه بودند كه من رسيدم.
اين طور كه از شواهد امر پيداست استاد تعليم خواهرا (استادشون مشتركه) خيلي بهتر از استاد منه ... حالا يه چند جلسه بهش فرجه مي دم ببينم چي كار مي كنه!









